09/شهريور/1404
|
18:15

ما برای وصل کردن آمدیم! 

(توجه: بعضی قسمت‌های این متن لهجه جنوبی دارد)
دشمنان ایران! خاک تو سِرتان! 
ببخشیدها. چون سِلام سِلامتی می‌آورد برای شماها حیف بود. برای همین مجبور شدم این را بگویم. اگرنه که منظورم این نیست که واقعا خاک تو سرتان. چون خاک هم بِرای شما حیف است. 
بگذریم. من به عنوان عضو کوچِکی از جامعه نظامی ایران اعلام می‌دارم که همین الان آماده‌ام در کوچه بغلی پنتاگون بیام ببافِم‌تان. اگر باور نمی‌کنید فقط لب تر کنید تا ظرف یک ثانیه ببینید لب و دهن و طبع و نسل‌تان خشک و خاکستر شده. اصلا برای اینکه دقت اصابتم را به رختان بکشم، قرارمان باشد دستشویی مک‌دونالد سر کوچه. خلاصه اصلا ناراحت می‌شوم اگر تعارف کنید. 
البته ضرب شست داداش بزرگ‌ترم را قبلا چشیدید که یک محله‌تان را برای‌تان آماده کِشت کرد. کلا داداش خرمشهر ۴ شعارِش همین است: شخم از ما، کِشت از شما. 
برای همین چون این دوروبر تحت پوشش آقا داداشم است، به احترامش من رفتم سراغ قاره‌های دیگر. 
تعریف از خود نباشد (اصلا باشد می‌خواهید چه کنید؟) من یک ۱۲ هزار کیلومتری برد دارم. بنابراین دامنه شخمم یک کم از سرزمین‌های اشغالی آن‌ورتر است البته فقط یک کم. خیلی کم، تقریبا به اندازه فاصله اینجا تا آمریکا حدود ۱٠هزار کیلومتر! 
دیگر حتما فهمیدید که من کی هستم. 
جد بزرگ ما که نام‌مان را از او داریم یعنی خرمشهرِ بدون شماره خیلی شهر محبوبی بود و خدا شخصا آزادِش کرد. حالا وقتش است که قدس را هم خرمشهر آزاد کند، باذن‌الله. 
در ادامه جملات قصارم باید بگویم همان‌طور که راه قدس از کربلا می‌‌گذرد، راه کربلا هم از خرمشهر می‌گذرد. نتیجه اینکه می‌خواهم با ۱۶ برابر سرعت صوت، یک جاده مخصوص تا قدس باز کنم که هر کسی دلش گرفت، بندازد جاده مخصوص و دلی از زیارت در بیاورد. 

ارادتمند 
شما را ان‌شاءالله خرس بخورد! 
خدا حافظِ مردم فلسطین باشد و به کمر شما بزند. 
به امید دیدار!
خرمشهر ۵

ارسال نظر